خرید بک لینک

سرسبزی تپه ها، چشمانم را نوازش می کند ، نسیمی خنک گلهای دشت را می رقصاند
. رنگین کمان گلهای روزهای آغازین پاییز دید ه را به وجد می آورد .پای برهنه رو چمن ها به سمت صدای آب روانه می شوم خنکی و طراوت سبزه ها کف پاهایم را قلقک می دهد با ذوقی کودکانه به سمت طنین رودخانه می روم، باورکردنی نیست! گویی آبشار از آسمان فرو میریزد ، قطرات آبشار به صورتم شادابی می بخشد .

پایی به آب میزنم خنکای آب و سنگهای صیقلی کف رودخانه جانی دوباره ام می دهد .

در راستای رودخانه رو به خورشید در حال غروب روانه می شوم گویی این مهر همیشه درخشان مرا
می طلبد !
می روم ...

برخورد میوه درخت کاجی مرا به خود می آورد! چقدر از آبشار دور شده ام .گویی مهمان جشن با شکوهی با صدای گوش نواز پرندگان آوازه خوان ، رقص زییای ماهی ها هستم .

در حاشیه رودخانه جنگلی مالامال از درختان سوزنی چون سدی در برابر نور خورشید قد علم کرده . با فرود خورشید ، عبور موفقیت آمیز تشعشع سرخ و نارنجی این هور تابان ، از لابه لای برگهای همیشه سبز این درختان بوی پیروزی می دهد .

غروب خزان با تمام دلتنگی هایش ، نوید صبحی روشن را می دهد !

برچسب: نویسنده: پارسا حسنی تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 13:16

صفحه بندی