خرید بک لینک

سکوت دم صبح روستا، مرا به پشت پنجره کشاند .از صدای برو بیای دیروز اهالی به خانه کدخدا، با اون شیروانی آجری رنگش که نشاط و شادی اهالی را نشان میداد، دیگه خبری نبود !

عطر نان تازه همسایه روبرویی ، روستا را پر کرده است ! علی رغم سرمای سوزان روزهای آخر پاییز، دیشب عروسی زری کوچیکه دختر ته تغاری کدخدا به خوبی و خوشی تمام شد، امروز اهالی انگار حالی برای سرو صدا ندارن !

همه جا سکوت است و سکوت !

برچسب: نویسنده: پارسا حسنی تاريخ: سه شنبه 23 آبان 1396 ساعت: 13:16

صفحه بندی